محمد الريشهري
477
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
پاسخ اين سخن ، آن است كه : اوّلًا : احاديث شكيبايى بر استئثار ، مطلق است و از همين رو ، فتواى فقهايى كه آنها را پذيرفتهاند نيز همانطور كه پيش از اين گذشت مقيّد به عدم قدرت نيست . اين فقها به طور مطلق ، فتوا به عدم جواز قيام بر ضدّ زمامداران جائر دادهاند . ثانيا : احكام تقيّهاى ، تنها در حوزه موضوع خود ، معنا پيدا مىكنند ؛ امّا احاديث مذكور ، مسلمانان را تا قيامت ، از مبارزه نهى كردهاند . ثالثا : مشروعيت تقيّه ، براى حفظ اساس دين است و لذا تقيّه ، در جايى كه چيزى اساس و فلسفه دين را تهديد مىكند ، حرام است ، چنان كه پيامبر خدا فرمود : إذا ظَهَرَتِ البِدَعُ فِى امَّتى فَليُظهِرِ العالِمُ عِلمَهُ ، فَمَن لَم يَفعَل فَعَلَيهِ لَعنَةُ اللّهِ ! « 1 » هر گاه ، بدعتها در ميان امّتم ظاهر گشت ، عالِم بايد علمش را آشكار كند و هر كس چنين نكند ، لعنت خدا بر او باد !
--> ( 1 ) الكافى : ج 1 ص 54 ح 2 ، بحار الأنوار : ج 57 ص 234 .